take life with a grain of salt,a slice of lime,and a shot of tequila
japaneese attitude for work :
if one can do it , i can do it
if no one can do it , i must do it
middle eastern attitude:
wallahi if one can do it , let him do it
if no one can do it , ya habibi how can i do it?
فقط میخوام بگم قدر سلامتیتون رو بدونید!
هیچی بیشتر از سلامتی ارزش نداره!
هر روز خدارو برای اینكه سالمین شكر كنید...
و اگه برای كسی می خواین دعا كنین حتما سلامتی تو تاپ لیستتون باشه...
صبورانه در انتظار زمان بمان ! هر چیز در زمان خودش رخ می دهد...
باغبان حتی اگر باغش را غرق اب هم کند ،
درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند...
که به کنسرت داریوش میروند و شوق چشمشان
شبیه مشروب دستشان لبریز است
...خوشحالشان میشوم
آزادی را در چشم هایشان خیره میشوم و لبخند میزنم / تلخ لبخند میزنم
دلم برایشان تنگ شده و چه خوب که دلشان با چیز هایی سرگرم است که
در خانه ی پدری ، جایی برای اکران نداشت
...به خودم می اندیشم که درگیر ِ رفتنم
شبیه سربازی که آنقدر از شکست مطمئن است
که فرار را به قراری که با تمام مرز های کشورش بسته ترجیح میدهد
می دانم روزی دلم برای تمام آنچه ایران است تنگ می شود
دلم برای میدان انقلابش و آن همه چشم خسته که از سر کار می آیند
...و چه دوست داشتنی تو را آدم حساب نمیکنند
برای کافه نادری ... که جای قهوه بوی شعر از حوالیش می آمد
برای تمام قهوه فرانسه های دست چندمی که
در گودو ، تمدن ، هنر ، سپیدگاه ... خوردم و
دلم را به چشم های گارسونش خوش میکردم که همیشه شکر را جا میگذاشت
برای تمام راننده تاکسی هایی که از فشار تنهایی ، مرا به حرف میگرفتند
و چه شیرین بود وقتی یک راننده تاکسی با تو از نیچه حرف میزند
یا وقتی پینک فلوید میگذارد و شروع میکند به ترجمه کردنش
دلم برای تمام چارشنبه سوری هایش ...
که دختر همسایه ، غریبیگی هایش را برای یک شب کنار میگذاشت
و دور آتش سرخپوستی میرقصیدیم
دلم برای دلهره ی مشروب خریدنش تنگ میشود... که به هزار نفر رو میزدی
آخرش چیپس و ماست و صدای هایده تو را از دیسکو های وگاس هم فرا تر میبرد
برای تمام نان هایی که در کودکی میخریدیم
زنبیل به دست به خیابان میزدیم و با دوچرخه هایمان
به تمام الگانس ها پز میدادیم
برای جاده کندوان و تمام جیغ هایی که میکشیدیم و دعا میکردیم
تمام تونل ها برای یک روز هم که شده قد بکشند
....
هرچه با خودم تقلا میکنم میبینم هنوز هم ترجیح می دهم آلبوم ابی را
با بدختی بگیرم تا اینکه مشروب به دست فریاد بزنم : خلـــــــــیج رو بخون ، خلیج
هنوز ترجیح می دهم روی میز های کافه نادری ،
درگیر پیدا کردن ِ جای فروغ باشم تا اینکه در شانزالیزه ،
قهوه ام را با لهجه ی فرانسوی بخورم
...هنوز دلم میخواهد راننده تاکسی برایم از نیچه بگوید و من ذوق کنم
هنـــــــــــوز دلم میخواهد سیگارم را یواشکی از پدر بکشم
تا شب هایی که اعصابش /سیگار میخواست ، با خجالت از من بپرسد :
" از جعبه سیگار ِ پسر به پدر ارث میرسه یا نه ؟ "
...هنوز دلم میخواهد پارک پرواز بلند ترین جای دنیا باشد
هنوز دلم میخواهد تمام پارتی ها ، به پتو های چسبیده به پنجره مجهز شود
میدانی ؟ فقر ، یک صمیمیت احمقانه می آورد ، که هیچ فلسفه ای از پس تعبیر
...لذتش بر نیامده
...باید رفتنم را به عقب بیندازم
من دلم هنوز گیر ِ اسم کوچه هاییست که جبهه نرفته شهید شدند
هنوز دلم پیش تخفیفیست که مادر / چانه اش را میزد
هنوز دلم تنگ تمام اتفاق هاییست که در مرز های ایران میفتد
هنـــــــــــــــوز دلم گیر ِ تمام میدان های شهر است که از هر فاصله ای
داد میزنند : آزادی ...یک نفر ... آزادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
این فرودگاه هر چقدر مجهز باشد ، دلبستگی های مرا بلند نمی کند
آقای راننده ... حمیرا بگذار ... دربست ... تمام تهران را بگردیم
...دلم نرفته ... تنگ شده برای ماندنم
سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
درس ومشق خود را…
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
اولی کامل بود،
آنطرف، نیمکتش را می گشت تو کجایی
زندگی می کنند...
میمیرند و می روند...
اما فاجعه زندگی تو وقتی اغاز می شود که کسی می رود اما نمی میرد...
می ماند اما نبودنش در بودن تو چنان ته نشین می شود
که می میری در حالیکه زنده ای...
اگه کسی یه سایت خوب برای لباسای مجلسی می شناسه ممنون میشم بگه!
بهترین اشخاص کسانی هستند
که اگر از ان ها تعریف کردید خجل شوند
و اگر بد گفتید سکوت کنند...
جبران خلیل جبران
| |
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی ...
نترس گردوی کوچک،
انچه سیاه می شود روی تو نیست!
دست انهاست...
دوستان من مثل گندمند!
یعنی یک دنیا برکت و نعمت ،
نبودشان قحطی و گرسنگی ست ،
و من چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم اطرافم موج می زند...

به انان که با عشق و علم ایستاده اند تا آلام را التیام بخشند!
روزتان مبارک

خدایا
گاهی تو را بزرگ میبینم گاهی کوچک ،
این تو نیستی که بزرگ میشوی و کوچک !
این منم که گاه نزدیک میشوم گاه دور...
ادامه مطلب
روزگارا ، تو اگر سخت به من می گیری،
باخبر باش که پژمردن من آسان نیست .
گر چه دلگیر تر از دیروزم ، گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند ،
لیک باور دارم ، دلخوشی ها کم نیست!
توجه : این نوشته وصف الحال نیست !
مهربانیت از دور چه نزدیک است و عجیب حس می کنم که جغرافیا ، دروغ محض تاریخ است...
به نظرم خیلی جمله قشنگیه...امیدوارم تکراری نباشه براتون!
|
پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد
گفت:سقف قفست شکسته! چرا پرواز نمی کنی!!!؟؟؟؟

| Template By : Pichak |
تبلیغات

